هر حال
طاغوت كركره اي بيشتر نيست در خيال من
بیشتر بسته با شعار رنگ پاشی شده
نقاشي
گريم كرده
با بافت هاي پوستي
دفتر نشريه در گلدان ريشه كرده است
1
يك لباس خواب پوست پيازي زير ميكروسكوپ
مثل كندو ، زنبورهاي شلوارپوش پرورش داد
در حياط خلوت نوعي نگاه كاموايي به عشق ديده مي شود
پرداخت عروسي به عهده ي كت نبود
2
خط هاي افق باران را زد
آفتاب بغضي كرد
ماه نبود وقتي از مشت هاي گير كرده گفت
در دست هاي گره شده
از خطاهاي ديد
وقتي كه از خواب پريد
بگو برايم نيش بياورند
سيگار حشيش