الان تلفنم زنگ می زند
و با صدای کشیده به آن زن
به بادبادک دنباله دار می گویم :
دوران باد به سر رسید دلپذیر خیابان کوچ می کند
آژانس هوایی نبش کوچه منتقل شده است
به منشی ات بگو
به همه زنگ می زنیم
سمیه ی رنجبر
بالماسکه ی دره های انگشت در شیار بستنی
با همسر تنی
کاکائوی مغز بادام
در زمینه ی برجسته ی درد
همانی که معنای فواره نیست
عقاب های سینه کش می آیند در باسن اسب
در همانی که پمپ اسم معنوی من است
دستگاه تصفیه در گلو را از کار انداخته ام
پرواز پنجه پا از طبقه تا پر
:
:
:
:
خدا حافظ
بندر ترکمنم سلام
سریع ترین ترن هم که باشم
ساکن منطقه ی توام
قدم نمی زنم سال های عمر رفته ام
سلام
مسیر راه آهن کند رو از میان درختان بلند گذر می کرد سخت
محله ی اکسپرسیونیستی خواب هایمی که
در اتاق هوایی دراز می کشی
کشیده برجسته و برگشته
پل سلام
نایلون های مزرعه ی پایین کوه
بالای کوه
برف های بالای کوه
سلام
نبرد در گوشی
استماع عاشقانه ترین گوش ها
هر کس باید دو دهان داشته باشد به نظر من
مثل دو لب
بعضی روزها از لب به بالای تو نظرم را....
بعد به پایین تو تا لب
به نظر لمس می کنم
سلام
......
.........
..............
.....................
...............................
.........................................
.....................................................
..............................................................
...............................................................................
فیه ما فیه
۴ ۶ ۷
۵ ۳ ۲ ۲
۶ ۸ ۱۰ ۱۰
۱۱ ۵ ۲
۳
۷ ۶