تیره راه های پخش باز شده اند
پرواز در قسمتی است که شهر تنهاست
آن دو تیر آهنی
تلق لوق غرب اند
دی ماه چشم و چراغ روزهاست
بر دامنه ی شمالی شمال برف ریخته شده
روزها خاطرات دوره در دفتر چند برگی
در دفتر خاطرات روزها
آمین همین دست چپ تصویر دست چپ
شاید شب ها کنار تی وی خوابیده باشم
دندانه های روزها
دردهای سفید خاطرات
پشت میز
پشت پشت میز
نقاشی می کنم
پشت کاغذ ها
پشت پشت آن ها
خال می کوبم