تبليغاتX
آخرین تانگو
 

 

با ثبت ضد هنر در دفتر شعر ها

با سطر ۲۹۱

با پیش شماره ی خنده ، صورتش سرخ می شود

با نقاشی و  پوست تخمه های آفتابگردان

با سیاهی دست های مردم در زمانه ی من

با روشنایی

با شوهرش برای خرید زیرپوش ها برای مادرم

با پنهانی سالخوردگی در آینده

با توتون های سربی

با سوراخ

با سوال پیچ کردن ذهن عاشقم که فکر را بر مرهم  عشق روی زخم ، درد می گذارد ( یا بر می گرداند می گذارد )

با تابلویی روبه روی دیوار

با حرف هایش سلام را می دزدد

با بازوهایی که مو ها و گرما را فرو می برد

با دهانی که دندان را می برد به تاریکی

با خون

با زمین کنده کاری شده به شکل ارواح ، اسطوره ها و نشانه ها

با آب و بدون آن

بازی در شعر روی میز

با ضمیر

با ضمیر

با ضمیر

 

"بازی" و "ضمیر" مخصوصن در این شعر به عنوان کلمه هایی با فیگورهای ظاهری شان در نظر گرفته می شود . تکرار و خرد کردن این دو کلمه نیز خارج از معنای شان انجام شده است . پس ...

 

 

+ در ساعت 16:8/سید مرتضا مرتضایی |