تبليغاتX
آخرین تانگو

 

 

 

 

 

به نگار پیش از پیشوازی اش در لحظه ای که ثانیه های آخر  قبرم را در آفتاب قربانی می کنم / آن چنان در غبار آب می اندازم که سربی و خاکستری ام همیشه این گونه / با عشق منفی ام می شکفت آه / بخوانید :

      

          «ن»

 

 

از يك لب تا لبي ديگر نخ كشيدن

 

شنيدني نيست

 

قلب نگار در هيچ جاي ديگري طپيدن نيست

 

رقص آمدن در ميان لباس هاي پياده روي

 

هم تو و هم آرزوي من است پريدن   پركشيدن

 

تا هركس سهم اش را زندگي كند در من

 

يعني كه از مرز زائده هاي سخت تنت گذشته ام

 

سال را به بوييدن يعني كه

 

شكوفه اگر گل شود ، ترديد دارم

 

صاعقه تر از رگبار قلبم نشناخته ام

 

دل اگر منفجر شده ، طپيدن

 

به همين بي تفاوتي نامت را براي بهار گذاشتن

 

فصل ها را بي درنگ بي رنگ مي كرد

 

البرز دست هايم عبور مي كند به دستي ديگر

 

اما برف از سرم مغزم را آب نمي كند

 

دور تا دور تو زنجير كاغذي كشيدن

 

به راستي نگار آفريدن

 

به موزه ها سپردن

 

بدن اش زندان نيست

 

قلبش براي هميشه در تاريخ ، در سانتي متري اش طپيدن زندان نيست

 

بازي را با چهره اش باز كرده ام

 

و هنوز ديدن در صورت اش بازي مي كند

 

او در قفس اش  كه طپيدن زنده است

 

آوازش از نخ هاي كاموا در نخ هاي كاغذ نشسته است

 

بي دست هايش

 

بي بلوز و پيراهنش

 

طپيدن در او با من لحظه اي مي افتد 

 

روي دستم ، زمين با قسمتي كه لرزه ي بيشتري دارد ، چهارگاه است

 

بس كه در خواب پريدن

 

ديدن و سه بار ديدن

 

در مقابل فراموشي قلبي

 

طپ    طپ   

 

طپ    

 

 

 

 

 

+ در ساعت 15:28/سید مرتضا مرتضایی |

حدس هایی حامل مربع 360 درجه

 

۱

سرم را بي جهت تغيير نمي دهم

تنم را موازي هوايت نگه مي دارم

ترسم از بغضي است كه توي تنم نخواهد ريخت

چون كه از گريه بيزارم

چون كه پايين مي غلتد و

                     قطره قطره مي بارد

 

فعل هاي آن ها را دوست ندارم

ايست

 

۲

پاپيون سفيد با لكه هاي سياه

با كت سفيد

در پيراهني سياه

نه

پاپيون سياه با لكه هاي سفيد

در قسمتي از كت سياه

در پيراهن سفيد

وقتي كه اتاق روشن است

اصلن خوب نيست

خاموش

 

۳

درد سرم با زمينه ي سبزيجات مزه مي دهد

روي درياچه ي اشك

طعم بالا آمدن را فرو مي آيم و مي چشم آرام

خط ها هيچ كدام شوري ندارند

تا اين آب بالا بيايد

حالا

بيا

هاپ

هوپ         هاپ

هاه            ها  ه    ه    ه    ه    ه

 

 

 

نه

كات

 

۴

بس است ديگر

اگر بغض ات شكستني ست  چرا بپرد حتمن

وقتي كه قرار است بميري  پس خفه نمي شوي چرا  ها

ها  ها

گريه نكن ديگر

بس است

 

۵

من طرفم رفتني ست آن بري

پايينم

آمدني ست

اين وري

مرثيه براي آب خواندن چه فايده

شيريني در دهان چه

طعم جواب با سرم بالا مي رود

چكه چكه پايين مي آيم

مي روم زاويه بدن ها را تغيير بدهم

مي خواهم سورتمه ام را در شيب ها بكشم

تصويري در چپم بالا

نمايشي در راست شما پايين

در بلندي  افق است كه محدود به چند رنگ مي شود

كار در قالب كاغذ ها كثيف كاري ست

واقعن كه براي دو پاكت و چند نخ

با بدترين قطعه ها تعمير مي شويم

خب

كافي ست

لطفن به اندازه ي موسيقي تان پياده ام كنيد

سكوت

 

۶

نخ هاي نخاع كاش براي هميشه بخوابد و باز باشد

كاغذ ها كم باشد اما حجم شان در مربع فضا پراكنده شود

و زاويه در كاغذ ها فرو

ميز ها از كت هاي پوشيده

و خودكار ها با ذوب فلزي ريخته

در گوشه ي صفحه ي سربي خيالي

حيف |

بغض  دندان  درد مي آورد

آن ها آب مي ريزند

زبان شسته و رفته بيرون مي آيد

و هاپ       هوپ

هاپ          هاپ

قلم روي پوست مي نويسد    آب پاكش مي كند

متعسفان

از زبانم دوستت دارم روي رخت خواب سفيدم | نه | سياه

ريخت

بعد چند لكه ي سفيد در اتاق تاريك

رختي و خوابي سياه

 

 

 

 

 

+ در ساعت 14:59/سید مرتضا مرتضایی |