تبليغاتX
آخرین تانگو

 

 

 

لایه برداری

 

عدسی مهتاب حتی

عکس تو را ظاهر نمی کند

از زابل روسریِ سفید

دلبری ترین محموله ی تنهایی ام را

برده ای به هند

دست به دست اسلحه ها را به ایران می آوری

اما از تیرباران خبری نیست

چشم های آماده

اعضای باردارت را محاسبه کن

تو بدون قلق گیری هم به هدف می زنی

از تویوتا هایلوکست ستاره می بارد

در اتاق کشورهای کشویی خاک به پا می شود

من از هواپیما از بالای رویایت می بینم

پرنده ای که دزدیدت لباس هایت را به صخره ها برد

او روی خال هایت نوک می زند

تو نقطه ای و شعرها را می سازی

کنجد چه در کوهستان چه در هند چه در خیابان دانشگاه

صفی ست که شعر را به تعویق نمی اندازد

از ماه تو یکی دانه ای

در آغوش قدر منی

در هند بزرگ تری

خدای یکی دو نفری

ظاهراً  قبله ی درحرکتی

 

 

 

+ در ساعت 19:17/سید مرتضا مرتضایی |